الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
74
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
بميرد از پاى درآورد . عمر كه از كشته شدن هرمزان اطلاع يافت اظهار داشت : « عبيد اللّه اشتباه كرده است ، ضارب من ابو لؤلؤ است و هرگاه زنده بمانم عبيد اللّه را به قصاص قتل هرمزان خواهم كشت چه آنكه على عليه السّلام ديهء ما را كه به جرم قتل هرمزان بايد تأديه نماييم نمىپذيرد . عمر در پى ضربهاى كه ديد از دنيا رخت بربست و به ديار ديگر شتافت و عثمان جانشين او شد . حضرت مولا على عليه السّلام به خونخواهى هرمزان برخاست و عبيد اللّه را كه قاتل هرمزان بود از عثمان طلب كرد و اظهار داشت او آزادشدهء مرا كشته است و به دست او مظلومانه از پاى درآمده است ، و من ولى خون او مىباشم . عثمان گفت : ديروز عمر را كشتند و امروز مىخواهند پسر او را بكشند ، همان اندوه براى خاندان عمر كافى است و بدين مناسبت بود كه از تسليم عبيد اللّه امتناع ورزيد و از راه ستمگرى حق آن حضرت را ناديده گرفت و عدم تسليم او ايجاب كرد كه حضرت على عليه السّلام فرمود : هرگاه يك روز از دنيا را در اختيار داشته باشم به منظور خونبهاى هرمزان عبيد اللّه را خواهم كشت . آنگاه كه حضرت مولا على عليه السّلام به خلافت ظاهرى رسيد عبيد اللّه كه همواره در بيمناكى به سر مىبرد بهسوى شام گريخت و به معاويه پناهنده شد و به كمك او به جنگ صفين رفت و حضرت مولا در اين نبرد او را از پاى درآورد . اينك توجه داشته باشيد كه چگونه عثمان حق على عليه السّلام را ناديده گرفت و با انديشهء ناستودهاش با كتاب خدا و سنت رسول او مخالفت كرد و حال آنكه خداى تعالى فرموده است : « . . . وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً . . . : كسى كه ستمديده كشته بشود ، ما ولى او را براى خونخواهى او از دشمنانش چيره ساختهايم » ( بنى اسرائيل / 33 ) « 1 » . مؤلف گويد : در پايان برخى از قرآنها كه به خط حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام نوشته شده چنين امضا شده « على بن ابو طالب » و ابو طالب با « واو » آمده
--> ( 1 ) - كشته شدن هرمزان در ذيل احوال ابو الاسود تناسبى ندارد ، جز آنكه بگوييم : مراد آن است كه حق مولا ازهرجهت ناديده گرفته شده است و هرگاه حق او را در تدوين « نحو » ناديده بگيريد در جهات ديگر هم حق او را ناديده خواهند گرفت - م .